13/4/1396
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:19
شش نفر بیشتر نبودیم...تمرین دست خودم بودم...و چه خوب بود...خوب بود تمرینی که بچه گفتن اگه یک ماه اینجوری کار کنیم طلای کشوری که سهله...طلای جهانی تو مشتمونه... شیر کیوکوشین کارا...
11/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
دلم از شلوغی های اطرافم پر شده...قلبم تحمل ندارد...تنها چیزی که می تواند تاب بی تابم را آرام کند...تمرین است...لباس مقدس گی را تن می کنم...تا شروع سانس چیزی نمانده...شروع می شود...منتظر ارشدی هستم که خیلی زحمت میکشه...همون که وسط تمرین میگه تو ادامه بده...همون که آزمون قهوه ایش روز آزمون مشکی من بود...
13/4/1396
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
شش نفر بیشتر نبودیم...تمرین دست خودم بودم...و چه خوب بود...خوب بود تمرینی که بچه گفتن اگه یک ماه اینجوری کار کنیم طلای کشوری که سهله...طلای جهانی تو مشتمونه... شیر کیوکوشین کارا... + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:57 توسط FA |
15/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
کلاس دست خودت باشه و یکی دیگه عنوان ارشدیت بخوره...هی...تصمیم ها دست کسی باشه که به فنا رشد کنیم...هی...من دیگه آب دیده شدم... + نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:5 توسط FA |
18/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
سخت تمرین می کنم...اول به من می خندند...بعد با مخالفت می کنند...و بعد به من ایمان می آورند...نه معلم جغرافیم...نه دینی...نه دنبال کلاسم...نه ......... اما حرف کسی رو وسط توضیحاتش قطع نمی کنم...نه اسطوره ام...نه کاتارو...نه فایتر... من خودم شدم...همونی که مربیم می خواست...البته با اجازش...دلم براش خی...
20/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
تمرین سنگین...قشنگ بود و عالی... توضیحات کاتای تایکو سونو ایچ و یکمم کنایه...به هر حال از زبون شیهان بزرگ عالی بود... + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:30 توسط FA |
23/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
حرفی ندارم فقط دل تنگ مربیمم... اوس
25/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
بس همه تاییدم کردند...خسته بس همه حرف مفت زدند...دلشکسته بس اخم هایش را ندیدم...غمگین و بس دنبال عطر تنش در سالن دویدم...دونده ماراتن سکوتی که امروز داشت...پر از حرف بود...از چشمانش می خواندم... او فرا بهترین مربی دنیاست... اوس + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:29 توسط FA |
27/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
تمرین سنگین برای مسابقات کشوری...مربی صبور و دلسوز...کیای و تخلیه نفس...آهنگ و ... دنیای ما همیشه قشنگه + نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:21 توسط FA |
29/4/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
تعطیله ومنم مریضم دلم برا گدان تنگه
1/5/96
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
تمرین سنگینه اما من نمی تونم ... پام پر عفونته... اما خوب میشم... از پس فردا... طلای منفی پنجاه امسال بازم مال منه + نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:24 توسط FA |
بعضی ها فقط دنبال عکس و فیلم ورزشی هستند...مگر نوشته ها چیزی برای یادگرفتن ندارند؟
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:05
کیوکوشین،یک ورزش نیست...آن هم یک ورزش رزمی... مشت و لگد زدن و مشت و لگد خوردن نیست... جمع کردن کاپ ومدال،حکم های خوشرنگ و دان نیست... کاتای بدون بونکای و کمیته ی با آسیب نیست... بلند کردن صدا جلو مربی نیست... لباس کثیف پوشیدن نیست... شوخی های بی جا کردن نیست... نابود کردن رفیقات نیست... بعد دوسال با
28/3/1396
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:05
جای خالیش حس می شد...یهو رییس سبک وارد شد...نرمش سنگین بود...به عنوان ارشد میگم کهF.SHسنگ تموم گذاشت...دلم برای نگاه هاش تنگ بود...سخت کار می کردم...شیهانS.Fبزرگ مهربون بود...ولی جدی و سخت گیر...مامانم دارو داشت...یکم نگران بودم...وقتی حرف زد...یهو آروم شدم...عا
30/3/1396
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:05
تمرین بدون مربی...اداره ی کلاس توسط کسی که وقتی تو مشکی بستی...اون قهوه ای بسته و از نظر درک کاراته ای ضعیفه و...حالا چه برسه به اداره کلاس... بدون شیهان«S.F»باشگاه قبرستونه...اما درس اولی که باید بدونی صبره... دونستن اینکه دوستت آزمون افتخاری داره برای من خوشاینده...اما چجوری؟مگه من آس تر نیستم و ا
1/4/1396
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:05
دلم برای تمرین های سنگین تنگ شده...فقط همین...وقتی شیهان یهو وارد میشه...کسی درست کیای نمی کشه...حتی نتونستم حرفی بزنم...فقط اوس دادم...بهم گفت سیزدهم که هستی؟ اوس دادم و گفتم بله...آخه سیزدهم عروسیشه...منو فقط یه کیوکوشین کار حساب می کنن از نوع جوجش...فقط همین وقتا لازمم...هه...و امان از اونی که پی...